مهدی موعود در آیات قرآنی ( 2 )


«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون» (توبه، آیة 33)

این آیه، در قرآن شریف سه بار آمده است و دلالت بر حساسیت موضوع میکند. آیه دارای تفسیر و ظاهری است و دارای تأویل و پنهانی. تفسیر و ظاهر این آیه این است که: خداوند پیامبرش حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) را به توحید و توحید گرایی، بندگی خدا، پرستش او و دین اسلام فرستاد تا این دین آسمانی را با قدرت و قوّت به همة ادیان پیروزی بخشد و سراسر گیتی در قلمرو توحید و عدالت و تقوای مورد نظر قرآن، قرار گیرد. ولیکن در آیة شریفه، واژة «لیظهره» در خور تعمّق است، چرا که «ظهور» در اینجا به معنای برتری کامل و روشن با چیرگی و قدرت همه جانبه و کامل است که میفرماید:

«کیف و ان یظهروا علیکم لا یرقبوا فیکم الّا و لا ذمّه»( توبه، آیة 8)

اینجا نیز «یظهروا» به معنای «یغلبوا» میباشد. که معنای آیة شریفه این میشود: «دین حق،‌ با اقتدار و شکوه پیش میرود و بر همة ادیان، برتری کامل و پیروزی همه جانبه مییابد و جهان را در سایة هدایت خویش میگیرد».

با این بیان اگر گفته شود که این وعده، تحقّق یافته و ارادة خداوند جامة عمل پوشیده است، معنای آیه این است که: خداوند همة دینها و آیینها و کیشهای منحرف و بی اساس را به وسیلة قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، باطل و با‌ آمدن اسلام نفی کرد و هرگونه شرک و انحراف و زندقه و پرستش باطل را مردود شمرد و از صفحة گیتی برانداخت و جهان، جزیرة توحید گرایی و مهد عدالت و آزادگی و تقوا پیشگی گردید.

این معنای ظاهری آیه امّا اگر بخواهیم از تأویل آیه سخن بگوییم و در پرتو معنای نهان او راه جوییم، باید بگوییم که این وعدة قطعی و تخلف ناپذیر،‌ هنوز تحقّق نیافته است. مسلمانان هنوز شمارشان حدود یک چهارم مردم جهان یا کمتر است و بر کشورهای اسلامی قوانین و مقررات غیر اسلامی حکومت میکند و مرامها و کیشهای ساختگی و دروغین آزادانه به حیات خود ادامه میدهند. در برخی از کشورها مسلمانان اقلیت پایمال شده ای هستند که فاقد قدرت و امکانات و بر سرنوشت خویش حاکم نیستند، بنابراین پیروزی کامل حق بر باطل کجاست؟

و نوید قطعی و تخلف ناپذیر «لیظهره علی الدّین کلّه»

چه زمانی و چگونه تحقّق یافته است؟

در پرتو روایات:

پیشوایان نور و امامان اهلبیت (علیهم السلام) در معنای نهان و تأویل آیه، رهنمود دارند که این مربوط به روزگار ظهور امام مهدی (علیه السلام) و ارواحنا لتراب مقدمه فداه است که بی تردید تحقّق خواهد یافت.

به نمونه ای از روایات در تأویل آیة شریفه اشاره میگردد:

-          در تفسیر آیة مورد بحث، از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آورده اند که این آیة‌ شریفه را تلاوت کرد که: «هو الّذی أرسل بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه» آنگاه فرمودند: «آیا این نوید پیروزی تحقّق یافته است»؟ پاسخ دادند: «آری»! و آن حضرت فرمود: «هرگز! به خدایی که جانم در کف قدرت اوست، با تحقّق این وعده، هیچ شهر و دیاری نمیماند جز اینکه در آن ندای یکتایی و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنین میافکند».

-          و نیز از ابن عباس آورده اند که در مورد این جمله از آیه: «لیظهره علی الدّین کلّه و... » گفت: بخدای سوگند چنین نخواهد شد تا مگر روزگاری که یهودیان و مسیحیان و پیروان دیگر مرامها و مسلکها، به اسلام ایمان آورند. گرگ و گوسفند و شیر درنده و انسان و مار گزنده، نسبت به هم احساس امنیت میکنند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گوسفند از آن بهراسد. روزگاری که دیگر موشی کیسه ای را پاره نکند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی که جزیه ها الغاء گردد و صلیبها شکسته شود. آری! این معنای آیة شریفه است که میفرماید: «لیظهره علی الدّین کلّه» و آنگاه تأکید کرد که این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ارواحنافداه و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان، تحقّق خواهد یافت.

-          و نیز از «ابوفضیل» آورده اند که: از امام کاظم (علیه السلام) ، از مفهوم پیام و معنای آیه پرسیدم که میفرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه...» و حضرت فرمود: «خداوند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را به ولایت و وصیّت و معرّفی جانشینان خود فرمان میدهد و دین حق را در آیة شریفه، ولایت است، یعنی ولایت امامان معصوم (علیهم السلام) پس پرسیدم: «سرورم! معنای «لیظهره علی الدّین کلّه» چیست»؟ فرمودند: «خدا دین خویش را با قیام «قائم» بر همة کیشها و دینها، پیروزی کامل میبخشد».

-         «قندوزی حنفی» از امام صادق (علیه السلام) در معنای آیة شریفه روایتی آورده است که میفرماید: بخدای سوگند معنای نهان و تأویل آیه شریفه تحقّق نمییابد، مگر هنگامیکه حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور کند و هنگامیکه او ظهور کند بقایای شرک گرایان از ظهور او ناخرسند میگردند و کافران حق ستیز به کیفر گناه خود میرسند... .

-          مرحوم علامه مجلسی از ابی بصیر آورده است که: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیة شریفه پرسیدم که: «هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون» حضرت فرمودند: «بخدای سوگند! تأویل و معنای نهان آن هنوز نیامده و تحقّق نیافته است». گفتم: «فدایت شوم! چه زمانی فرود میآید؟» فرمودند: «زمانیکه قائم آل محمد صلوات الله علیه و آله به ارادة الهی قیام کند و زمانیکه آن حضرت قیام کند دیگر از شرک و شرک گرایی اثری نمیماند و دین حق، همة دلها را نورباران میسازد...»

ماجرای اذان معجزه آسای شهید ابراهیم هادی


اذان و تلاوتی کمتر شنیده شده با صدای پهلوان شهیدی که حماسه «کانال کمیل» را آفرید و در میدان جهاد اکبر تا بدانجا پیش رفت که عارف مشهور تهران، حاج اسماعیل دولابی، از او تقاضای نصیحت می کرد!
کد خبر: ۷۸۴۳۵
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۳:۰۲ - 19April 2016

ماجرای اذان معجزه آسای شهید «ابراهیم هادی»

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، شهید ابراهیم هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 1336دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال ۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.

*** ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچههای گردان کمیل و حنظله در کانالهای فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد و در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچههای باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید و این هم آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه گرفته شده توسط تلویزیون عراق، که در نشریه پلاک هشت منتشر شده است.

 شهید ابراهیم هادی که در میدان جهاد اصغر، حماسه «کانال کمیل» را با نام پرافتخار خود، گره زد و در میدان جهاد اکبر تا بدانجا پیش رفت که عارف مشهور تهران، حاج اسماعیل دولابی، از او تقاضای نصیحت می کرد!

او در سرنوشت سازترین لحظات دفاع مقدس، تصمیم می گیرد اذان بگوید. آنهم اذانی نابهنگام که تا آن لحظه، حکمتش بر کسی روشن نبود. و این اذان معجزه آسا، 18 عراقی را همراه با فرماندهان خود، وادار به تسلیم کرد و بدینگونه سرنوشت عملیات را به نفع سپاه اسلام، رقم زد!



ماجرای اذان معجزه آسای شهید « هادی»

در یک سحرگاهی در یک جای بحرانی از جنگ، تصمیم می گیرد اذان بگوید. همه به او می گفتند: «چه شده که الان می خواهی اذان بگویی؟» ولی او دلیلش را برای هیچ کسی توضیح نمی دهد و با صدای بلند مشغول اذان گفتن می شود. وقتی که اذان می گوید: به سمت او تیراندازی می کنند و یکی از تیرها به گلوی او می خورَد. همه می گویند: «چرا این کار را انجام دادی؟!» بعد او را داخل سنگر می برند و در حالی که خون از بدنش جاری بود، کمک های اولیه امدادی را برایش انجام می دهند.
بعد از مدتی یک دفعه ای می بینند که عراقی ها با دستمال سفید دارند می آیند این طرف. اول فکر می کنند شاید این فریب دشمن است. لذا اسلحه ها را آماده می کنند، اما بعد می بینند که این عراقی ها با فرمانده خودشان تسلیم شده اند. می گویند: چرا تسلیم شدید؟ می گویند: آن کسی که اذان می گفت کجاست؟ گفتند: او یکی از بچه های ما بود که شما به او تیر زدید. گفتند: ما به خاطر اذان او تسلیم شدیم و ماجرای خودشان را توضیح می دهند... این اثر نَفَس یک جوان ورزشکار است که اهل گود زورخانه بود.
او در دوران دبیرستان در ورزش کُشتی، قهرمان بوده و می گوید: من همیشه در کُشتی مراقب بودم که روی نقطه ضعف های حریفم انگشت نگذارم. در حالی که رسم کشتی این است که طرف مقابل را از روی نقطه ضعف هایش به زمین می زنند. این نشان می دهد که ابراهیم هادی فوق قهرمان و فوق پهلوان بوده است.

این شهید عزیز آن قدر داستان های اَکشن و جذابی دارد که افسانه های فیلم های اکشن و جنگی غربی به پایش نمی رسند. در بین ویژگی های برجسته ابراهیم هادی، اگر بخواهم یک ویژگی برتر او را بگویم، باید اخلاص او را بگویم که دغدغه اصلی او در تمام طول عمرش بود. او دقت می کرد که «کار برای خدا باشد» و این یکی از تکیه کلام هایش بود و می گفت: «کاری که مخلصانه نباشد به درد نمی خورَد.»
بنده مبلغ یک کتاب هستم؛ کتاب «سلام بر ابراهیم» که نویسنده محترم کتاب می فرماید: وقتی که کتاب را تمام کردم، استخاره بلد نبودم و تمرین نداشتم، ولی قرآن را باز کردم و نیت کردم که خدایا! اسم کتاب را چه بگذارم؟ اول صفحه آمد: «سَلَامٌ عَلىَ إِبْرَاهِیم»(صافات/109)
برای جوانهایی که اهل تفریح و خوشگذرانی هم هستند، پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانند تا ببینند که با کتاب هم می شود تفریح کرد و خوش گذراند.

برخورد مرحوم دولابی(ره) با شهید « هادی»

اگر مردم تهران بخواهند یک نمونه از خوب های خودشان را مثال بزنند، خوب است که شهید ابراهیم هادی را مثال بزنند و بگویند: «بچه تهرونی؛ مثل شهید هادی». شاید بسیاری از خوبان تهران روز قیامت پشت سر شهید ابراهیم هادی وارد بهشت شوند. شما می دانید که آقای دولابی(ره) اهل تعارف و مبالغه نبودند؛ ایشان وقتی آقای ابراهیم هادی را که یک جوان بیست ساله بود، دیدند، صبر کردند تا جمعیت برود. بعد به ابراهیم هادی فرمودند: «آقا ابراهیم! یک کم ما را نصیحت کن!» و آقا ابراهیم با شرمندگی سرش را پایین می اندازد که «حاج آقا! چه می فرمایید؟!» ولی به نظر بنده آقای دولابی این سخن را با اعتقاد گفته اند.

 

 

منبع: 

«بنیانی که شهید همدانی گذاشت»

1396/12/15نسخه قابل چاپ
روایتی از دیدار وزیر اوقاف سوریه با رهبر انقلاب


وزیر اوقاف و جمعی از علمای سوریه روز پنج‌شنبه دهم اسفندماه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. رهبر انقلاب در این دیدار با اشاره به حمایت جمهوری اسلامی از سوریه در خط مقدم مبارزه با دشمنان اسلام، پیروزی را از آنِ ملت‌های مؤمن و مجاهد خواندند و با تأکید بر لزوم پافشاری بر مشترکات اسلامی، گفتند: امیدواریم همگی آن روزی را ببینیم که شما در قدس نماز جماعت می‌خوانید. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR روایتی از این دیدار متفاوت را از زبان حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی سیرت -نماینده ولی‌فقیه و رئیس سازمان اوقاف کشور- منتشر می‌کند.
* دیدار اول؛ ۱۳۹۲
حوالی سال ۱۳۹۱ بود که بنا بر پیشنهاد شهید همدانی، تصمیم گرفتیم از علمای سوریه و به خصوص وزیر اوقاف دعوت کنیم تا به تهران بیایند. شهید همدانی معتقد بود که برقراری این ارتباط به نفع محور مقاومت است؛ از این رو با هماهنگی‌های ایشان، آقای محمد عبدالستار وزیر اوقاف سوریه سال ۹۲ با ۱۴ نفر به تهران آمد. یکی از برنامه‌های هیأت سوری که بسیار برای آن مشتاق بودند، دیدار با رهبر انقلاب اسلامی بود. با هماهنگیِ به عمل آمده، یک شب، هنگام نماز مغرب و عشا خدمت آقا رسیدیم و نماز را خواندیم. رهبر انقلاب به این گروه بسیار محبت کردند. بین دو نماز یکی از علمای سوریه که از داوران بین‌المللی قرآن بود، به تلاوت پرداخت و آقا هم تشویق کردند. چینش آن دیدار هم بسیار صمیمی بود. آن شب وزیر اوقاف سوریه چند دقیقه‌ای صحبت کرد و پس از وی، حضرت آقا در سخنانی هم از خود وزیر تشکر کردند و هم از شخص بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه تمجید کردند و فرمودند وی شخصی شجاع، مقاوم در برابر آمریکا و اسرائیل و دشمنان اسلام است و از او تا آخر حمایت می‌کنیم. ایشان از ملت و دولت سوریه هم تقدیر کردند و گفتند همواره حامی آن‌ها هستیم. از وعده‌ی پیروزی خداوند فرمودند و اینکه ان‌شاالله خداوند کمک می‌کند.
در آن زمان، آقای البوطی رئیس هیئت علمای بلاد شام -که هم پدرش و هم پسرش به دست رژیم صهیونیستی شهید شده‌اند- در جلسه حضور داشت و دقایقی به قرائت متنی که آماده کرده بود، پرداخت. حضرت آقا هم فرمودند که از قول من به همسر شهید و مادر شهید سلام برسانید.
در پایان آن دیدار، علمای سوری از حضرت آقا درخواست کردند که با هم عکس یادگاری بگیریم و آقا هم قبول کردند. آن دیدار خیلی صمیمی تمام شد.
مدتی پس از این دیدار، شهید همدانی به ما اطلاع دادند که این سفر و دیدار تأثیر مثبتی بر روابط در سوریه داشته است.

* دیدار دوم؛ ۱۳۹۶
حدود پنج ماه پیش مجدداً درخواست شد که این سفر و این دیدار تجدید شود. شرایط امسال با سال ۹۲ بسیار متفاوت است؛ چرا که جنگ مسلحانه در اغلب نقاط تمام شده و کارهای فکری و فرهنگی باید بیشتر انجام شود. از این رو، مجدداً مقدمات فراهم شد و به دلیل تمایل خود طرف‌های سوری، این هیأت با تعداد نفرات بیشتر و سرشناس‌تری در اسفندماه به تهران آمد؛ افرادی چون وزیر اوقاف سوریه، مدیران اوقاف شهرهای حمص، لاذقیه، حلب، حمات، دمشق، رئیس مجمع علمای شام، رئیس دانشکده الهیات دانشگاه دمشق، مفتی دمشق، مدیر مجمع فتح الاسلامی و شخصیت‌های فرهنگی مذهبی دیگر.

روز پنجشنبه دهم اسفندماه نماز ظهر و عصر خدمت حضرت آقا رسیدیم. قبل از نماز به احوالپرسی با وزیر و هیات همراه گذشت و پس از نماز هم رهبر انقلاب خیلی صمیمی و دوستانه دست وزیر اوقاف سوریه را گرفتند و با هم داخل اتاق ملاقات رفتند؛ پس از آن هم فرمودند بگویید همه بیایند. مهمانان راهنمایی شدند و نشستند. چینش دیدار خارج از عرف دیدارهای دیپلماتیک بود؛ بسیار صمیمی و خودمانی؛ رهبر انقلاب و مهمانان در کنار هم جای گرفته بودند. ابتدای جلسه قرآن تلاوت شد و بعد سه نفر با لباس و کلاه خاصی به اجرای تواشیحی در مدح و ثنای اهل بیت پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) پرداختند. حضرت آقا هم از نحوه‌ی اجرا و هم محتوای این تواشیح تقدیر کردند و پرسیدند شاعر این قصیده چه کسی است؟ حاضران جوابی برای سوال رهبر انقلاب نداشتند و گفتند: یکی از شعرهای میراث کهن عرفانی ماست. بعداً دوستان تحقیق کردند و متوجه شدیم که بخش اعظمی از شعر، از ابیات «محمد بن ادریس شافعی» پیشوای مذهب فقهی شافعی است که در مدح پیامبر و اهل بیت ایشان سروده است:
یا آل بیت النبی السید العربی؛ لکم مددت یدی ففرجوا کربی
ای خاندان پیامبر فرزندان آقای عرب زبان
دست توسلم را به سویتان دراز کرده‌ام، شما هم در مشکلاتم گشایش ایجاد کنید
من مثلکم لرسول الله ینتسب؛ لیت الملوک لها من جدکم نسب
چه کسی مانند شما منسوب به رسول خداست؟
ای کاش پادشاهان نسبی به جد شما داشته باشند!
ساداتنا الغر من أبناء فاطمة؛ طوبى لمن کان للزهراء ینتسب
پیشوایان پیشانی سپید ما، فرزندان حضرت فاطمه هستند.
خوشا به حال کسی که نسبش به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) برسد.
من نسل فاطمة أنعم بفاطمة؛ من أجل فاطمة قد شرف النسب
اینان از نسل فاطمه زهرا هستند. چه نعمت بزرگی است انتساب به فاطمه(سلام‌الله‌علیها).
شرافت نسب به خاطر انتساب به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ایجاد شده است.

پس از شعر، وزیر اوقاف سوریه به سخنرانی پرداخت. او ابتدا از حضرت آقا تشکر کرد که اجازه ملاقات دادند. دوم سلام بشار اسد را خدمت آقا رساند. سوم هم این که گفت به این خطی که شروع کردید و راهی که انتخاب کردید، ایمان و اعتقاد داریم و به همین جهت با علما خدمت شما رسیدیم که عهد و پیمانی با شما داشته باشیم.
او از سوریه و جنگ جهانی قدرت‌های بزرگ در این کشور گفت و جملات امام حسین علیه‌السلام را تکرار کرد: لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل... ما هم در سوریه مانند امام حسین علیه‌السلام می‌گوییم: ذلیلانه دست بیعت با دشمن نخواهیم داد... فصیح و بلیغ سخن گفت و بر خط امام خمینی رحمه‌الله تاکید کرد که نه شرقی و نه غربی. از امت اسلامی که برکت خدا در آن نهاده شده دم زد و سخنانش به پایان رسید.

و بعد از صحبت‌های وزیر اوقاف سوریه، رهبر انقلاب بیاناتشان آغاز شد. حضرت آقا در این صحبت‌ها، راهبردهای کلیدی و مهمی را مطرح کردند. هم برای همه مسلمانان و هم برای مسئولان نظام جمهوری اسلامی و هم مردم.
شیوه و روش آقا برای مسئولین ارشد نظام و مدیران نظام جمهوری اسلامی الگو است. این که فرمودند در کنار سوریه هستیم  و وظیفه‌ی ماست از ایستادگی سوریه حمایت کنیم؛ با صراحت این را بیان کردند. صراحت و قاطعیت خود مهم است. خیلی صریح و روشن بیان کردند.
نکته بعدی این است که رهبر انقلاب از بشار اسد تجلیل کردند و فرمودند که وی در چهره‌ی مبارز و مقاوم بزرگ ظاهر شد و شک و تردیدی نداشت و این برای یک ملت خیلی مهم است. اگر یک رهبر و مدیر ارشد محکم و مقاوم باشد برای ملت مهم است؛ ذلت و خواری مسلمانان به دلیل ضعیف بودن رهبران آنهاست.

نکته دیگری که حضرت آقا به آن اشاره کردند این بود که دشمن با ملتی که رهبر و مدیر مقتدر داشته باشد نمی‌تواند هیچ کاری داشته باشد. این مضمون فرمایش آقا بود و به عنوان مصداق عینی، نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را بیان کردند و فرمودند ۴۰ سال از عمر انقلاب اسلامی گذشته است و از ابتدا همین‌ها بنا داشتند ما نباشیم و آمریکا و شوروی و ارتجاع عرب دست به دست هم دادند؛ اما ما از بین نرفتیم بلکه رشد هم کردیم. پیام این معرفت و شناخت به مردم دنیا امید می‌دهد. اگر همه ما و عناصر مقاومت چنین عقیده‌ای داشته باشیم و مطمئن باشیم چنین می‌شود آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند کند.

مطلب دیگر رهبر انقلاب، بحث اعتقادی و قرآنی بود که اسلام وعده داده است پیروزی متعلق به مؤمن مجاهد است. اگر ایمان باشد و جهاد و تلاش و کوشش نباشد پیروزی نیست. اگر مجاهدت و تلاش باشد و ایمان نباشد پیروزی نخواهد بود. این برخواسته از این آیه شریفه است که در سوره صف است و خدا به سیاستی راهنمایی کند که شما را نجات دهد؟ خداوند جواب این سوال را می دهد که ایمان به خدا و رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم بیاورید و تلاش کنید و مجاهدت فوق‌العاده داشته باشید. این کار را انجام دهید نجات پیدا می‌کنید.   

نکته‌ی بعدی در بیانات این بود که ما اختلافات فرقه‌ای و طایفه‌ای را کنار بگذاریم. اینجا بود که فرمودند عده‌ای مخالف وحدت ما هستند. این عده دو جور هستند. یک عده وابسته به سیاست‌های استکباری نیستند و تشکیلات و ساختاری ندارند و نباید به اینها اعتنایی کرد. ولی یک گروهی که پشتیبان‌شان سیاست‌های استکباری است و پشت اینها آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کند و حرکتی حساب‌شده و تشکیلاتی است. همانند سعودی‌ها که فرمودند باید مقابل اینها ایستاد.

صحبت رهبری برخواسته از قرآن است و عده‌ای که طرفدار اسلام انگلیسی و بنی‌امیه و ابوسفیانی هستند این مبارزه را کنار گذاشتند و فقط نماز و روزه و عبادت را نگه داشتند. آقا فرمودند اسلام آن است که با ظلم و کفر و استکبار مخالف است. اسلام ناب محمدی و حقیقی است. اسلامی که با کفر بسازد و با ظلم و مستکبر بسازد اسلام نیست. سعودی ها این چنین زندگی می‌کنند. آمریکا چنین می‌خواهد. نکته دیگر این است که فرمودند امیدوارم روزی در قدس نماز جماعت بخوانید و ببینید و ببینیم. این را که فرمودند وزیر اوقاف سوریه گفت ان‌شاالله به امامت شما باشد. و بیانات ایشان در این دیدار کوچک ولی مهم به پایان رسید. دیداری که ساعتی بعد وقتی اخبار دیگر کشورهای منطقه رصد میکردیم، صدر اخبار خود را به جملات مهم حضرت آقا اختصاص داده بودند. از مسئله نماز در قدس گرفته تا مسئله جبهه مقامت.

بعد از دیدار هدیه‌ای برای آقا آوردند. جعبه‌ای بود و یک جلد قرآن نفیس از سوی بشار اسد. هدیه‌ای هم از حرم حضرت رقیه بود که آقا بوسیدند. خود آقای وزیر هم درس تفسیر دارد و ۵-۴ جلد از آن را تقدیم آقا کرد.
در این رابطه بخوانید :